الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )

31

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )

طلبيده مقابل خود نشانيد و صورتش را باز كرد و به عبد اللّه بن ابى رافع فرمود : اقرار اين مرد را بنويس ، و به بازپرسى او پرداخت و پرسيد : در چه روزى شما و پدر اين جوان از خانه‌هايتان خارج شديد ؟ - در فلان روز . - در چه ماهى ؟ - در فلان ماه . - در چه سالى ؟ - در فلان سال . - كجا بوديد كه پدر اين جوان مرد ؟ - در فلان محل . - در خانهء چه كسى ؟ - در خانهء فلان . - به چه بيمارى ؟ - با فلان بيمارى . - مرضش چند روز طول كشيد ؟ - فلان مدت . - در چه روزى مرد ؛ چه كسى او را غسل داده كفن نمود و پارچهء كفنش چه بود و چه كسى بر او نماز گزارد و چه كسى با او وارد قبر گرديد ؟ و چون بازجوئى كاملى از او به عمل آورد صدايش به تكبير بلند شد ، و مردم همگى تكبير گفتند ، سايرين كه صداى تكبيرها را شنيدند يقين كردند كه آن يكى سرّ خود و ديگران را فاش ساخته است ، آن حضرت - عليه السلام - دستور داد مجدّدا سر و صورت او را پوشانده وى را به زندان ببرند . سپس ديگرى را به حضور طلبيده مقابل خود نشانيد و صورتش را باز كرده به وى فرمود : آيا تصوّر مىكنى كه من از جنايت و خيانت شما اطلاعى ندارم ؟ در اين هنگام كه مرد شك نداشت كه نفر اول نزد آن حضرت به ماجرا اعتراف